تبلیغات
ترجمه ای از قرآن






نویسنده: گل مریم
تاریخ: پنجشنبه 14 آذر 1392-21:11





نویسنده: گل مریم
تاریخ: پنجشنبه 15 دی 1390-00:20


راوى گوید: بعد از آن ، سر نازنین امام حسین علیه السّلام را با زنان و كودكان آن امام مبین ، به مجلس یزید بى دین بردند به هیئتى كه همه ایشان را به یك ریسمان بسته بودند و چون با آن حالت وارد مجلس یزید شدند در مقابلش ایستادند و حضرت سجاد علیه السّلام فرمود: اى یزید! تو را به خدا سوگند مى دهم به گمان تو اگر پیامبر، ما را به این هیئت دیدار نماید چه مى كند؟



ادامه مطلب



نوع مطلب: مقتل لهوف 
نویسنده: گل مریم
تاریخ: جمعه 9 دی 1390-10:59

بشیر بن حذلم اسدى مى گوید: در آن روز به سوى زینب دختر امیر المومنین علیه السّلام متوجه شدم ، به خدا سوگند! در عین حال كه سخنورى توانا و بى نظیرى بود، حیا و متانت سراپاى او را فرا گرفته بود و گویا سخنان گهربار على علیه السّلام از زبان رساى او فرو مى ریخت و او على وار سخن مى راند به مردم اشاره نمود سكوت را مراعات نمایند در این هنگام نفسها در سینه ها حبس گشت و زنگ هاى شتران از صدا افتاد پس ‍ زینب كبرى علیها السّلام شروع به سخنرانى نمود:



ادامه مطلب



نوع مطلب: مقتل لهوف 
نویسنده: گل مریم
تاریخ: جمعه 9 دی 1390-10:58

راوى گوید: چون ابن سعد لعین بیرون آمد از آن سرزمین ، رفت به سوى كوفه با دست هاى خونین ، جماعتى از طایفه بنى اسد از خانه هاى خود بیرون آمدند و بر آن اجساد طیبه و طاهره ، نماز گزاردند و آن شهدا را به خاك سپردند در همان مكانى كه اینك قبرهاى آن هاست



ادامه مطلب



نوع مطلب: مقتل لهوف 
نویسنده: گل مریم
تاریخ: جمعه 9 دی 1390-10:57



مسلك سوم این بخش در بیان امورى است كه پس از شهادت خامس آل عبا
حضرت سیدالشهداء علیه آلاف التحیة و الثناء واقع گردیده است.



ادامه مطلب



نوع مطلب: مقتل لهوف 
نویسنده: گل مریم
تاریخ: جمعه 9 دی 1390-10:55

از حضرت صادق علیه السّلام مروى است كه مرفوعا از رسول خدا صلى الله علیه واله روایت نموده كه چون روز قیامت شود از براى فاطمه زهرا قبه اى از نور نصب مى نمایند و حسین علیه السّلام به محشر مى آید در حالتى كه سر خود را بر روى دست گرفته و سر بر بدن ندارد و چون فاطمه علیها السّلام او را به این شكل ببیند یك نعره مى زند كه هیچ فرشته مقرب و نه پیغمبر مرسل نمى ماند مگر آن كه همى به گریه مى افتند.



ادامه مطلب



نوع مطلب: مقتل لهوف 
نویسنده: گل مریم
تاریخ: جمعه 9 دی 1390-10:52

راوى گوید: پس از شهادت امام مبین ، عمر سعد لعین در میان اصحاب و یاران بى دین خود ندا در داد:

كیست كه اجابت كند دعوت امیر خود ابن زیاد را درباره حسین به جا آورد و بر بدن او بتازد؟

ادامه مطلب



نوع مطلب: مقتل لهوف 
نویسنده: گل مریم
تاریخ: جمعه 9 دی 1390-10:51


راوى گوید: پس از غارت خیمه ها ی طاهرات ، آن گروه شقاوت سمات ، زنان آل طاها را از خیمه ها بیرون نمودند و آتش ظلم و عدوان بر آن خیمه ها كه مهد امان و پناهگاه عالمیان بود، بر افروختند و زنان با سر و پاى برهنه و غارت زده گریه كنان بیرون آمدند و در حالى كه با خوارى به اسارت گرفته شده بودند، مى گفتند:

ادامه مطلب



نوع مطلب: مقتل لهوف 
نویسنده: گل مریم
تاریخ: جمعه 9 دی 1390-10:49

راوى گوید: پس از آنكه آن گروه لعین ، سبط سیدالمرسلین علیه السّلام را به تیغ ظلم مقتول كردند و سر از بدن مطهر آن جناب جدا نمودند، لشكر شقاوت آثار و آن جماعت قساوت كردار روى آوردند براى غارت لباس ها و اسلحه امام مظلومان و سرور شهیدان ،
ادامه مطلب



نوع مطلب: مقتل لهوف 
نویسنده: گل مریم
تاریخ: جمعه 9 دی 1390-10:46


در مصیبت امام مظلومان و سرور شهیدان ، شاعر چنین گفته : "فاى رزیة ..."
یعنى كدام مصیبت است كه با مصیبت امام حسین علیه السّلام برابرى نماید؛

مصیبت آن هنگام بود كه دست ظلم سنان بى دین سر از بدن
مطهر آن حضرت ، جدا نمود.

ادامه مطلب



نوع مطلب: مقتل لهوف 
نویسنده: گل مریم
تاریخ: سه شنبه 15 آذر 1390-15:48

پس از آن شمر پلید به خیمه هاى حرم مطهر حمله نمود نیزه خود را به خیمه ها فرو برد و گفت : آتش بیاورید تا خیمه ها را با هر كس كه در آن است به شعله آتش سوزانم آن معدن غیرت الله ، حضرت امام فرمود:

اى پسر ذى الجوشن ! ایا تو مى گویى آتش آورند كه خیمه ها را بر سر اهل بیت من بسوزانى ، خدا تو را به آتش ‍ دوزخ بسوزاند.

در این هنگام شبث پلید آمد و آن شمر عنید را از این كار سرزنش ‍ نمود كه آن سگ بى حیا اظهار شرم نموده بر گشت .

راوى گوید: امام به اهل بیت خود فرمود:
جامه كهنه اى براى من بیاورید كه كسى در آن رغبت نكند، مى خواهم آن جامه را در زیر لباسهایم بپوشم تا اینكه دشمنان بدنم را برهنه نسازند.


ادامه مطلب



نوع مطلب: مقتل لهوف 
نویسنده: گل مریم
تاریخ: سه شنبه 15 آذر 1390-15:45

راوى گوید: تشنگى بر امام شهید به غایت شدید گردید، آنحضرت خود را به بلندى مُشْرف بر فرات رساند تا داخل فرات گردد، در آن حال برادر آن امام ناس جناب ابوالفضل العباس ، در پیش روى آن حضرت حركت مى كرد. در این هنگام لشكر ابن سعد تبهكار سر راه بر فرزند احمد مختار، گرفتند.

مردى از قبیله "بنى دارم "تیرى به جانب جناب سیّدالشهداء علیه السّلام انداخت

ادامه مطلب



نوع مطلب: مقتل لهوف 
نویسنده: گل مریم
تاریخ: سه شنبه 15 آذر 1390-15:43

پس زنان حرم و دختران محترم رسول اكرم صداها به ناله و گریه بلند نمودند. آن حضرت با دل پر از حسرت ، به سوى خیمه رجعت نمود و زینب خاتون علیهاالسّلام را فرمود كه:

فرزند دلبند صغیر مرا بیاور تا با او وداع نمایم



ادامه مطلب



نوع مطلب: مقتل لهوف 
نویسنده: گل مریم
تاریخ: سه شنبه 15 آذر 1390-15:42

س از آن یكایك مردان اهل بیت رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله یكى بعد از دیگرى روانه میدان گردیدند تا آنكه جماعتى از ایشان به دست آن بدكیشان به درجه رفیع شهادت رسیدند.
پس حضرت
سیدالشهداء علیه السّلام آواز به صیحه و فریاد بلند نمود و فرمود:

اى عموزادگان من ! و اى اهل بیت من ! صبورى و شكیبایى را شعار خود سازید و متحمّل بار محنت ، باشید؛ به خدا سوگند كه پس از این روز هرگز روى خوارى به خود نخواهید دید.

ادامه مطلب



نوع مطلب: مقتل لهوف 
نویسنده: گل مریم
تاریخ: سه شنبه 15 آذر 1390-15:39

پس فرزند دلبند امام مستمند و نوجوان رشید آن مظلوم وحید كه نام نامیش على بن الحسین بود و در صباحت منظر گوى سبقت از همه خلق ربوده و در زمانه بى عدیل و بى نظیر بود، اذن جهاد از پدر بزرگوار درخواست نمود، پدر نیز اذنش بداد؛ پس نظر حسرت و مأیوسى به سوى جوان خود نمود و سیلاب اشك از دیدگان فرو ریخت و گفت :

پروردگارا! بر این گروه شاهد باش كه جوانى به جنگ آنان مى رود كه شبیه ترین مردم است در خلقت ظاهرى واخلاص باطنى و سخن سرایى به پیامبر تو و ما هرگاه مشتاق دیدار پیغمبر تو مى شدیم ، به سوى این جوان نظر مى نمودیم ،
سپس صیحه اى كشید و به آواز بلند فرمود:
اى ابن سعد! خدا رحم تو را قطع كند چنانكه رحم مرا قطع كردى .

ادامه مطلب



نوع مطلب: مقتل لهوف 
نویسنده: گل مریم
تاریخ: سه شنبه 15 آذر 1390-15:37


راوى گوید: وقت نماز ظهر رسید، حضرت امام علیه السّلام زُهیر بن قین و سعیدبن عبداللّه حنفى را به فرمان خاص ، عزّ اختصاص داد كه در پیش ‍ روى آن كعبه مقصود عالمیان به عنوان جانبازى بایستند و آنگاه
امام حسین علیه السّلام با جمعى از یاران باقیمانده خود نماز خوف را خواندند، در این حال ، تیرى از جانب اهل وَبال به سوى فرزند ساقى آب زُلال ، آمد.

ادامه مطلب






  • تعداد صفحات: 2


  • 1  
  • 2