تبلیغات
ترجمه ای از قرآن






نویسنده: گل مریم
تاریخ: پنجشنبه 14 آذر 1392-21:11





نویسنده: گل مریم
تاریخ: چهارشنبه 30 مرداد 1392-17:09


بسم الله الرحمن الرحیم

سوره آل عمران

آشنایى با این سوره مباركه‏

این سوره مباركه در مدینه بر قلب مصفّاى پیامبر مهر و عدالت فرود آمده و داراى دویست آیه است.

فضیلت و پاداش تلاوت آن‏


درمورد فضیلت و پاداش تلاوت این سوره مباركه، روایاتى امیدبخش نقل شده است؛ كه براى نمونه، به برخى از آنها نظر مى ‏افكنیم:

1. از پیامبر گرامى(ص) آورده ‏اند كه فرمود:
«مَنْ قرأَ سورة آل عمران اُعْطى بكلٍّ آیةٍ منها اماناً على جسر جهنّم.»
هر كه سوره «آل عمران» را تلاوت كند، خداوند دربرابر هر آیه ‏اى از آن، امان‏ نامه ‏اى براى گذشتن بدون لغزش و خطر از پل دوزخ به او ارزانى خواهد فرمود.

2. و نیز فرمود: «مَنْ قرأَ سورة آل عمران یوم ‏الجمعه صلّى ‏اللّه علیه و ملائكته حتّى تَجبَ ‏الشّمس.»
هر كه در روز جمعه سوره آل عمران را تلاوت كند، تا غروب آن روز خدا و فرشتگان بر او درود مى‏ فرستند.

3. و فرمود: «تعلّموا سورةالبقره و سورة آل عمران فانّهماالزّهراوان و انّهما تظلاّن صاحبهما یوم ‏القیامه كأنّهما غمامتان او فرقان من طیر صواف.»

دو سوره مباركه بقره و آل عمران را بیاموزید؛ زیرا آنها دو نور روشنگر جان و راه ‏اند و در روز رستاخیز بسان دو توده ابر یا دو پرده و پوشش و یا دو صف بهم ‏فشرده از پرندگان، بر كسى كه آنها را آموخته و تلاوت كرده و به پیامهاى آنها عمل كرده باشد، سایه خواهند افكند.

شأن نزول‏

در شأن نزول بخشى از این سوره مباركه گفته‏ اند:
 از آیه اوّل این سوره تا بیش از هشتاد آیه آن، درباره گروهى از مسیحیان نجران فرود آمده است؛ كه سرگذشت آنان را مفسّران اینگونه روایت كرده ‏اند:
این گروه، شصت نفر بودند كه جهت تحقیق پیرامون اسلام و آورنده آن، وارد مدینه شدند و به نمایندگى از مردم خود به خدمت پیامبر گرامى اسلام رسیدند.
چهارده تن در این گروه سرشناس بودند؛ و سه تن كارگزار و سرآمد همه آنان. یكى، نامش «عبدالمسیح» بود كه شخصیت و اعتبارى والا داشت؛ بدون مشورت با او، كارى نمى‏ كردند؛ به نظرش احترام مى‏ گذاشتند و سفارشهاى او را مى‏ پذیرفتند؛ و او درواقع رهبر سیاسى آنان بود. دیگرى، «سیّد» نام داشت كه مدیریت كاروان را عهده ‏دار بود. و نفر سوّم، پیشواى مذهبى و چهره مورد احترام و شریف آنان بود كه آگاهیهاى دینى خود را از او دریافت مى‏ داشتند. او سردمدار فرهنگ و اندیشه جامعه نجران بود. زمامداران روم او را بزرگ مى‏ داشتند و در گرامیداشت مقام علمى و تلاشهاى بسیار فرهنگى‏ اش، معبدها و كلیساها براى او بنیاد كرده بودند.
بعد از اقامه نماز عصرِ پیامبر بود كه این گروه با شكوه و تشریفات بسیار و آراسته به بهترین و فاخرترین لباسها و زینتها وارد مسجد مدینه شدند؛ آنچنانكه وقتى چشم یاران پیامبر به آنان افتاد، شگفت‏ زده گفتند: «تاكنون درمیانِ همه هیئتهاى سیاسى و مذهبى كه به مدینه آمده ‏اند، گروهى را به شكوه و تشریفات هیئت نجران ندیده‏ ایم».
آنگاه كه موعد نمازشان رسید، ناقوس خود را نواختند و به‏سوى شرق، به نماز ایستادند. برخى از یاران پیامبر گفتند: «اى پیامبر خدا! آیا به آنان اجازه مى ‏دهید كه در مسجد و مقدّس‏ ترین پایگاه توحید و تقوا چنین كنند؟» پیامبر فرمود: «آنان را آزاد بگذارید تا نمازشان را بخوانند».


مناظره‏اى سرنوشت ‏ساز

بعد از نماز، سردمداران سیاسى و دینى و مورد احترام آنان به نمایندگى از آنها، گفت و شنود خود را با پیشواى بزرگ توحید آغاز كردند و پیامبر آنان را به فرمانبردارى از یكتا آفریدگار هستى فراخواند.

آنان گفتند: ما پیش از شما اسلام آورده و فرمان پروردگار را گردن نهاده ‏ایم.
پیامبر فرمود: پس چرا به یكتایى او ایمان نمى‏ آورید و عیسى را پسر او مى ‏پندارید و گوشت خوك مى ‏خورید؟ مگر نه اینكه اسلام اینها را مردود اعلام كرده است؟
پاسخ دادند: اى پیامبر خدا! اگر براستى «عیسى» پسر خدا نیست، پس پدرش كیست؟
پیامبر فرمود: آیا نه این است كه آفریدگار هستى زنده و جاوید و برپادارنده و تدبیرگر هماره جهان هستى است، و عیسى روزى جهان را بدرود خواهد گفت؟
پاسخ دادند: چرا!
فرمود: آیا نه این است كه خداوند، فرمانرواى كران‏ تا كران هستى است، امور جهان را تدبیر مى‏ كند، هستى را برپا مى ‏دارد و روزى ‏رسان همه موجودات زنده و انسانها است؟
پاسخ دادند: چرا!
پیامبر فرمود: و آیا «عیسى» فرمانروا و تدبیرگر یكى از این امور است؟
پاسخ دادند: نه.
پیامبر فرمود: مگر نه اینكه سراسر هستى و تمامى پدیده‏ ها، از ناچیزترین ذرّات تا عظیم‏ترین كهكشانها، براى خدا آشكار و هویدا است و چیزى بر او پوشیده نیست!
پاسخ دادند: چرا؟
فرمود: آیا «مسیح» نیز بسان اوست؟ همه چیز برایش آشكار است و چیزى بر او پوشیده نیست؟
پاسخ دادند: نه؛ هرگز بسان آفریدگار هستى نیست.
فرمود: آیا جز این است كه خدا عیسى را همانند دیگر بندگانش در شكم مام پاك و پاكیزه ‏اش شكل داد و آفرید؟
پاسخ دادند: چرا!
فرمود: آیا او همچون دیگر كودكان از مادر ولادت نیافت و آب و غذا نخورد و از هواى پاك تنفّس نكرد؟
پاسخ دادند: چرا!
فرمود: پس چگونه او را خدا مى‏ پندارید، بااینكه صفات و ویژگیهاى انحصارى خدا را ندارد و صفات انسانها در ولادت و زندگى او آشكار و هویدا است؟
آنان كه این مناظره علمى و عقیدتى و روشنگرانه را گام به گام پى مى‏ گرفتند، دیدند كه هیئت مسیحیان نجران چاره‏ اى جز سكوت نیافتند؛ چرا كه چه پاسخى براى این منطق روشن مى ‏توانستند داشته باشند. و درست در اینجا بود كه خداوند بخش نخست این سوره را در این مورد بر قلب پاك پیامبر(ص) فرو فرستاد.

مجمع البیان






نوع مطلب: نكته های قرآنی