تبلیغات
ترجمه ای از قرآن






نویسنده: گل مریم
تاریخ: پنجشنبه 14 آذر 1392-21:11





نویسنده: گل مریم
تاریخ: جمعه 31 خرداد 1392-22:36



امام مهدى علیه السلام از ولادت تا ظهور (بخشی از كتاب)
نوشته : آیت الله فقید سید محمد كاظم قزوینى

قرآن كتاب پرشكوه خداست .

كـتـابـى اسـت كـه نـه كـتـابـهـاى آسـمـانـى پـیـشـیـن آن را خـدشـه دار و باطل مى سازد و نه واقعیتهاى آینده
.
(
سوره فصلت ، آیه 42.)
بـیانگر هر چیزى است
(
سوره نحل ، آیه 89.) و هیچ تر و خشكى نیست مگر اینكه در (این ) كتاب روشن و روشنگر آمده است .(سوره انعام ، آیه 59..)
در این كتاب از هیچ چیز فروگذار نشده
(
سوره انعام ، آیه 38.) ...

آخرین پیام آسمان به زمین و زمان است همانگونه كه اسلام ، آخرین دین آسمانى و آخرین برنامه زندگى است .
بـا ایـن وصـف ، آیـا براستى مى توان فكر كرد كه قرآن در مورد این رخداد بزرگ ، كه عمیقترین و وسیعترین دگرگونى حیات انسان شناخته مى شود ساكت باشد؟

و در مورد آن بدون نوید و پیام ؟


ایـن قـرآنـى كـه از چـیـرگـى (روم ) بـر(ایـران ) و از بـرپـایـى دولت غاصب و پوشالى یهود، بر اساس سازش با قدرتهاى مسلط روزگار خبر مى دهد.
(
ضـربـت عـلیـهـم الذلة ایـن مـا ثـقـفـوا الا بحبل من الله ... سوره آل عمران ، آیه 112.)
ایـن قـرآنـى كـه از آن (یـاجـوج ) و(ماءجوج ) و سرانجام آینده آنها خبر مى دهد، این قـرآنـى كه از امكان گذشتن از جو و راهیابى انسان به كرات آسمانى گزارش مى كند و مى فرماید:

یـامـعـشـر الجـن و الانـس ان اسـتـطـعـتـم ان تـنـفـذوا من اقطار السموات و الارض فانفذوا الاتنفذون الا بسلطان ..
.
(
سوره الرحمن ، آیه 34.)
یـعـنى : هان اى گروه جن و انس ! اگر مى توانید كه از كرانه هاى آسمانها و زمین بیرون روید، بیرون بروید اما بیرون نخواهید رفت مگر با داشتن قدرت علمى و صنعتى ...

آیـا فـكـر مـى كـنـیـد چنین كتابى از ظهور اصلاحگر بزرگ تاریخ انسانیت و بنیاد حكومت جهان گستر و عادلانه او، خبر نمى دهد و در مورد آن ساكت است ؟
هرگز چنین نیست ...

قـرآن از امـام مـهـدى عـلیـه السـلام و بـرپـایـى حـكـومـت مـهـر و عدل او، در موارد متعدد و آیات بسیارى سخن گفته است و از این حقیقت بزرگ خبر داده است .

و ایـن آیـات بـر شـخـصـیـت گـرانـمـایـه آن حـضـرت و ظـهـور او تاءویل گردیده است . همانگونه كه امامان نور علیه السلام كه قرآن در خانه آنان فرود آمـده اسـت ، بـدیـن واقـعـیـت تـصـریـح كـرده انـد و مـى دانـیم كه صاحبان معصوم و مطهر و راستگوى خانه یعنى اهل بیت پیامبر به آنچه در خانه است ، داناتر و آگاه ترند.

نمونه ها


نوید اول:


قرآن در نویدى مى فرماید:
و نـریـد ان نـمـن عـلى الذین استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین و نمكن لهم فى الارض و نرى فرعون و ماهان و جنود هما منهم ما كانوا یحذرون .
(
سوره قصص ، آیه 5 و 6.)
یـعـنـى : و مـا اراده كـردیـم بـه كـسـانـى كـه در روى زمین تضعیف شده اند نعمتى گران ، ارزانى داریم و آنان را پیشوایان (راستین ) و آنان را وارثان گردانیم .

و بـه آنـان در زمـیـن اقـتـدار و مـنـزلتـى شـایـسـتـه دهـیـم و از آنان به فرعون و ماهان و سپاهیانشان چیزى را كه از آن مى هراسیدند، نشان دهیم .

امـیر مؤمنان علیه السلام در تاءویل این آیه شریفه مى فرماید:(دنیا پس از چموشى و سـركـشـى ، بـسـان شـترى كه از دادن شیر به دوشنده اش خوددارى مى كند و آن را براى بچه اش نگه مى دارد، به ما روى خواهد آورد.)
(
نهج البلاغه ، قصار 209.)

سپس به تلاوت این آیه شریفه پرداخت كه :

و نـریـد ان نـمـن عـلى الذیـن اسـتـضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین ...


(ابن ابى الحدید) در این مورد مى نویسد:
(بزرگان دینى و همفكران ما با این واقعیت تـصـریـح مـى كـنـنـد كـه ایـن بـیـان امـیرمؤمنان علیه السلام نوید از آمدن امام و پیشواى بزرگى است كه فرمانرواى زمین و زمان مى گردد و همه كشورها در قلمرو قدرت او قرار مى گیرند...)
(
شرح ابن ابى الحدید، ج 19، ص 29.)

آرى ! سـخـن امیرمؤمنان علیه السلام بیانگر آن است كه دنیا پس از سختى و بیداد بسیار نـسـبـت بـه خـانـدان پیامبر(ص ) سرانجام بسوى آنان روى خواهد آورد. آنان بر كران تا كـران گـیتى حاكم و بر دشمنان كینه توز خویش ‍ پیروز مى گردند.
انبوه مشكلاتى كه بـسـان سـنـگـهـا و صـخره ها سر راه نهضت آسمانى عدالت خواهانه و مقدس آنان قرار درد هـمـگى رام و كنار مى رود و دنیا پس از سختى و بدرفتارى با آنان برایشان آسان و پس از تلخى و مرارتش ‍ شیرین و پس از سركشى اش خاضع و پس از گردن فرازیش مطیع و منقاد آنان مى گردد.

و نیز از امیرمؤمنان علیه السلام آورده اند كه فرمود:
(مستضعفان یاد شده در قرآن كریم كـه خداوند اراده فرموده است آنان را پیشواى مردم روى زمین قرار دهد ما خاندان پیامبریم . خـداونـد سـرانـجـام (مهدى ) این خانواده را بر مى انگیزد و بوسیله او، آنان را به اوج شـكـوه و عـزت و اقـتـدار مـى رسـانـد و دشـمـنـانـشـان را بـه سـخـتـى ، بـه ذلت مـى كشد.)
(
بحارالانوار، ج 51، ص 63.)


سخن كوتاه در تاءویل آیات

ایـنـك كـه سـخـن بـه تـاءویـل آیـات رسـید مناسب است جهت آگاهى بیشتر شما خوانندگان گرامى ، سخنى در این مورد ترسیم گردد.

تاءویل

واژه شناسان (تاءویل ) را برگردانیدن واژه و سخن از معناى ظاهرى به معناى حقیقى و باطنى آن ، معنا كرده اند.
(
مجمع البحرین ، ماده (اول ).) تاءویل و تعبیر خوابها نیز اینگونه است .

بـراى نـمـونـه : حـضرت یوسف علیه السلام در خواب یازده ستاره و خورشید و ماه را مى بیند كه در برابر او سجده مى كنند و آنگاه پس از سالهاى طولانى كه حضرت یعقوب و فـرزنـدانـش به مصر مى روند، آن خواب و معناى حقیقى آن ، روشن مى گردد كه قرآن مى فرماید:

... هذا تاءویل رؤ یاى من قبل ...
(
سوره یوسف ، آیه 100.)

هنگامى كه آنان بر یوسف وارد شدند، پدر و مادرش را نزد خویشتن جاى داد و گفت : این است تعبیر آن خواب من كه اینك پروردگارم آن را تحقق بخشیده است .)

و درسـت هـمـیـن بـیـان در تـاءویـل و تـعـبـیـر خـوابـهـایـى اسـت كـه (یـوسـف ) در تـاءویـل آنـهـا مـى فـرماید: غذاى روزانه شما را هنوز نیاورده باشند كه من پیش از آن ، شما را از تعبیر آن خوابها، چنانكه پروردگارم به من آموخته است ، خبر دهم ....)

امیرمؤمنان علیه السلام در روایت از پیامبر(ص ) در مورد آموزش و فراگیرى دانشش از آن حـضـرت مـى فـرمـایـد: (هـیـچ آیـه اى نـیـسـت جـز ایـنـكـه آن گـرامـى ، مـعـنـاى نـهـان و تاءویل آن را به من آموخت .)
(
بحارالانوار، ج 2، ص 230.)

بازگشت به بحث

در آیـه مـورد بحث كه ظاهر سخن از جنایات فرعون است قرآن به این واقعیت تصریح مى كند كه :

... و نـریـد ان نـمن على الذین استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین .

یـعـنى :... و ما بر آن هستیم كه بر مستضعفان روى زمین نعمتى گران ارزانى داریم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم .

در ایـنـجـا مـعـنـاى ظـاهـرى ایـن اسـت كـه خـداونـد عـزت و اقـتـدار بـنـى اسـرائیـل را بـه آنـان بـاز پـس مـى دهد و(فرعون ) و(ماهان ) و سپاهیانشان را به بوته هلاكت مى سپارد.

اما معناى نهان آیه شریفه غیر از معناى ظاهرى و روشن آن است . آن معنا این است كه : مقصود از تـضـعـیـف شـدگـان در آیه شریفه ، خاندان پیامبرند. مردم آنان را تضعیف نموده و بر آنان ستم كرده و آنان را به قتل رسانده و رانده و سخت ترین بیدادگرى را در مورد آنان روا داشته اند.

پیامبر گرامى (ص ) در تبیین این مطلب فرمود:
انتم المستضعفون بعدى
(
واژه (مـسـتـضـعـف ) در مـفـهـوم قـرآنـى : كـسـى اسـت كـه نـیـروهـاى بـالقـوه و بالفعل را بر برازندگى ، تكامل و اقتدار و شكوه داراست اما از سوى استبداد، ارتجاع و استعمار حاكم ، سخت زیر فشار است و در همانحال در اندیشه گسستن بندهاى اسارت و در انـدیـشـه عـدالت و آزادى و تـقواپیشگى نه اینكه به معناى عنصر فاقد قدرت و توان و تحرك و برنامه و هدف باشد.)
یعنى : شما تضعیف شدگان پس از من هستید.

و این واقعیت تاریخى كه پیامبر از آن خبر داد، هیچ نیازى به اثبات ندارد.

تـاریخ اسلامى و روند آن ، به صراحت و با رساترین صداى خویش گواهى مى كند كه مـردم از هـمـان روز رحـلت پـیـامـبـر، خـانـدان او را بـا كمال تاءسف مورد هجوم قرار دادند و آنان را بسختى تضعیف كردند.

اگر شما خواننده عزیز به كتابهایى نظیر(مقاتل الطالبین ) مراجعه كنى ، با انواع مصیبتها و رنجها و بیدادگریهایى روبرو مى گردى كه بر خاندان پیامبر باریده است ، چـرا كـه زورمندان و سلطه گران این نسل پاك و پاكیزه را بشدت تضعیف نمودند و آنچه دلهـاى لبـریـز از كـیـنـه و جـاه طلبى شان خواست ، در دشمنى با آنان انجام دادند و كار بـجـایـى رسـیـد كـه مـردم دنـیـا پـرسـت در راه تـقـرب بـه فرمانروایان و بدست آوردن دل آنـان سـرهـاى مـقـدس ‍ فـرزنـدان پـیـامـبـر(ص ) را بـه حـاكمان هدیه بردند،
(
عـن الحـسـیـن (ع ): و مـن هـوان الدنـیـا عـلى الله عـزوجـل ان راءس یـحـیـى بـن زكـریـا اهـدى الى بـغـى مـن بـغـایـا بـنـى اسرائیل . بحارالانوار، ج 14، ص ‍ 175.) همانگونه كه (جعفر برمكى ) و عنصرى از این قماش ‍ چنین كردند....

و راستى چه تضعیفى از این بدتر و ظالمانه تر...؟!!!

امـا اراده خـدا بـر آن قرار گرفت كه بر این نسل پاك و مظلوم تاریخ و بر رهروان راه و پیروان ستمدیده آنان ، كه همواره زیر فشار و سركوب و تحقیر و ذلت قرار داشته و از سـاده تـریـن حـقـوق بـشـرى نـیـز مـحـروم هـسـتـنـد و زورمـنـدان آزادى و كـرامـت آنـان را پایمال ساخته اند، تفضیل فرموده و حكومت و فرمانروایى زمین و زمان را بر آنان ارزانى دارد.

حكومت و اقتدارى كه مرزهاى آن دو اقیانوس منجمد شمالى و جنوبى باشد و همه مناطق گـونـاگـون و مـحـیـطـهـاى بـهـم پـیـوسـتـه مـیـان ایـن دو را شـامـل گـردد.

حـكومت منحصر به فرد و بى نظیرى كه بدون هیچ مزاحم و رقیب و مخربى حـكـم رانـد و از اقـتـدار و نـیروى كامل و كارآیى و خلاقیت بى نظیرى براى اداره شایسته خانواده بزرگ بشرى برخوردار باشد و زمین و زمان و دلها را آباد سازد كه در این مورد بزودى بحث خواهیم كرد...

نكته دیگر

در پـایـان بـحـث ، در مورد آیه 4 و 5 از سوره مباركه قصص ، نكته دیگرى نیز شایسته طرح است و آن اینكه :

مـمـكـن اسـت ایـن تـاءویل و معناى نهان آن از آیه شریفه كه امامان نور علیهم السلام آن را آشـكـار سـاخـتـه انـد از ظـاهـر آیـه نـیـز دریـافـت گردد، چرا كه در صدر آیه 5، دو واژه (نرید) و (نمن ) بصورت مضارع كه از آینده خبر مى دهد، بكار رفته است .

از آنـجـایـى كـه ایـن آیـات پس از گذشت هزار سال از عصر(موسى ) بر قلب مصفاى پـیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فرود آمده است مى توان گفت كه : اگر در مورد بنى اسـرئیـل بـود مـى تـوانـسـت بـصـورت مـاضـى كـه از گـذشـتـه پـیـام دارد، نـازل گـردد، اینگونه : واردنا ان نمن ) و یا اینگونه : مننا على الذین استضعفوا همانگونه كه در دیگر آیات قرآن بصورت ماضى بكار رفته است .

براى نمونه :
(لقد من الله على المؤ منین ...)(
سوره آل عمران ، آیه 164.)
(فمن الله علیكم ...)(
سوره نساء، آیه 94.)
(و لقد مننا علیك مرة اخرى )(
سوره طه ، آیه 37.)
و لقد مننا على موسى و هارون (
سوره صافات ، آیه 114.)

خـداوند در همه این آیات ، واژه مورد نظر را به صورت ماضى به كار برده است ، اما در آیه مورد بحث بصورت مستقبل (و نرید ان نمن )

آیـا خـود ایـن نـكـتـه ، نـشـانـگـر ایـن واقـعـیـت نـمـى تـوانـد بـاشـد كـه مـعـنـاى نـهـان و تاءویل آیه شریفه را از ظاهر و تفسیر آن نیز مى توان دریافت ؟

در آیه بعد نیز همینگونه است : (و نرى فرعون و هامان ...)

و جاى این سؤ ال كه چرا نفرمود: (و اءورینا فرعون و هامان ؟)

و نـیـز در واژه هـاى : (نرید) و (نجعلهم ) و باز (نمكن ) و (نرى ) (
واژه هاى ششگانه مورد اشاره در آیه مورد بحث ، در آیات 5 و 6سوره قصص بكار رفته اند.) این واژه هـاى شـشـگـانـه بـصـورت مـسـتقبل آمده اند و نه ماضى ، در صورتى كه مى توانست ماضى باشند.