تبلیغات
ترجمه ای از قرآن






نویسنده: گل مریم
تاریخ: پنجشنبه 14 آذر 1392-21:11





نویسنده: گل مریم
تاریخ: دوشنبه 30 بهمن 1391-21:30


بسم الله الرحمن الرحیم

درس اول: کلیات

تعریف علم نحو:

"نحو" علمی است که با آن، علت حرکت یا سکون حرف آخر کلمه شناخته
می شود؛


مثل آن که در " قل هو الله احدٌ" 1علت سکون لام " قُل"، فتحه واو، "هُوَ" ، ضمه هاء "اللهُ" و تنوین دال " أحَدٌ" را می شناسیم.

حرکات یا سکون حرف آخر، به سبب ترکیب کلمه با کلمه ی دیگر بوجود می آید.

چنان که در " بسم الله الرحمن الرحیم" 2 میم "اِسمِ" بوسیله "باء" مجرور شده. پس "باء" را عامل و " اسم" را معمول می نامند.


اعراب:


به مجموع رفع، نصب، جرّ و جزم،3 اعراب می گویند. محل اعراب هر کلمه، حرف آخر آن است چنان که در مثال قبل، میمِ " بسمِ" محل اعراب، و حرکت جرّ، اعراب آن بود.


کلمه و اقسام آن:

کلمه لفظی است که برای یک معنا وضع شده و به اسم، فعل و حرف تقسیم می شود.

اسم: کلمه ای است که بر معنا دلالت می کند و زمان را نمی فهماند، مثل: الله

فعل:
کلمه ای است که بر معنا دلالت می کند و یکی از سه زمان گذشته، حال و آینده را می فهماند، مثل:یتوکلُ

حرف: کلمه ایست که به تنهایی بر معانی دلالت ندارد،

مثل: " واو، علی و فاء: در وَمَن یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ فَهُوَ حَسْبُهُ 4


عامل و معمول:


هر یک از اسم، فعل و حرف ممکن است در کلمه دیگری اثر گذارند یا اثر پذیرند و در اصطلاح علم نحو، کلمه 5 ای که در کلمه دیگر اثر گذارد " عامل" و کلمه ای را که اثر می پذیرد، " معمول" می نامند. چنان که در مثال مذکور، لفظ" عَلَی" عامل است و در " اللهِ" اثر گذاشته و " هاء" آن را کسره داده . پس "الله" معمول آن می باشد.


تفاوت علم صرف با علم نحو

بحث "علم صرف" به هیئت، شکل، وزن و تغییرات کلمه مفرد مربوط است، ولی مباحث " علم نحو" در باره لفظی است که با غیرش ترکیب می شود و پیدایش اعراب، نتیجه ی همین ترکیب کلمات است؛

مثلا در الرَّحْمَـٰنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ 6 هرگاه از هیئت، وزن و اصل هر کی از کلمات " الرَّحْمَـٰنُ، عَلَّمَ و الْقُرْآنَ " بحث شود به علم صرف مربوط است و هر گاه از حرکتِ آخر این سه کلمه گفت و گو شود، بحث نحوی خواهد بود.


تذکر

چون حرکت آخر کلمه، بدون سبب نیست، سبب را عامل و کلمه ای را که دارای حرکت شده، معمول می گویند. پس همه ی مباحث " نحو" در فعل و انفعال ها که به آن ها عوامل و معمولات می گویند خلاصه می شود.


مجموع عوامل:

آن چه در علم نحو به عنوان عامل شمرده شده یا معنوی است یا لفظی و لفظی یا قیاسی است و یا سماعی.
معنوی دو قسم و لفظیِ قیاسی8 هفت قسم و لفظیِ سماعی7 سیزده قسم می باشد که به مرور آن ها را توضیح می دهیم.




سؤال و تمرین:

1- علم نحو را تعریف کنید؟

2- اعراب چیست و محل آن کجا است؟

3- کلمه را تعریف نمایید.

4- هر یک از اسم، فعل و حرف را تعریف نموده و تفاوت آن ها را بنویسید.

5- تعریف علم صرف با علم نحو در چیست؟

6- عامل چیست و انواع آن کدام است؟

7- در این آیات، اسم، فعل و حرف را تعیین نمایید.

الف:
مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا

ب: وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لَا یَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ




پی نوشت:

 1- توحید،آیه 1: بگو شأن چنین است، خداوند یگانه است.
2- حمد، آیه 1: به نام خداوند بخشنده ی مهربان
3- رفع، نصب، جر و جزم به معنای ضمه،فتحه،کسره و سکون است. با این تفاوت که اصطلاح اول در کلمات معرب و اصطلاح دوم در کلمات مبنی به کار می رود و اگر با هر یک از رفع، نصب و جرّ تنوین بیاید، آن ها را تنوین رفعی، نصبی و جرّی گویند.
4- طلاق، آیه 3: و کسی که کار خود را به خداوند واگذار کند، خداوند کفایت کننده ی او است.
5- حروف دو قسم اند: بعضی نه عاملند و نه معمول؛ مثل حروف عاطفه. بعضی عاملند نه معمول؛ مثل حروف جارّه. پس حروف، معمول واقع نمی شوند؛ ولی ممکن است در کلمه دیگر اثر بگذارند.
6- الرحمن، آیه 1 و 2: رحمان(خداوند) قرآن را آموخت.
7- قیاسی آنست که ضابطه و قاعده دارد و طبق قاعده می توان آورد و عمل کرد.
8- سماعی آنست که از عرب شنیده شده و ضابطه ندارد و آوردن نظیرِ آن صحیح نیست.









نوع مطلب: قواعد نحو